اشک هایم پیشکش کوچه های پریشانی

گل پونه خیا لت باز در ذهنم شکفت و من قدر یک عمر بیابان دلتنگ نم نم باران حضورت هستم .
می ترسم از لحظه ای که زنگ آخر بخورد و دفترم از نقش های بی تو سر شار باشد . میترسم که چون گلدان ترک خورده ی بی شمعدانی لب حوض در حسرت یک نفس نسیم بودنت آرام بشکنم خرد شوم و خاک شوم و باز درگذر درد آلود ثانیه ها یی که نبودنت را به رخ دلتنگی هایم می کشد نه قافیه ای دارم که غزل غزل عاشقی را به نامت بسرایم و نه واژه ای که بغض ترک خورده ام را به انتهای آخرین فصل شعر برساند .بازهم همان اتفاغ همیشگی نبود تو و پیچک تنهای من ومهتابی که هر شب آسمان بهانه هایم را روشن میکند ودر انتظار معجزه ی حضورت اشکهایم را پیشکش کوچه های پریشانی میکنم روسیاه ی ام را پنهان می کنم در >> اللهم عجل لولیک الفرج >> هایی که هر صبح وشام بر اندیشه ام نقش می بندد و پشت پلک های خیس غروب نبودنت را به تماشا می نشینم …..

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


حتما بخوانید:  فعالیت ضمیر ناخوداگاه در عالم برزخ

نظر شما چیست؟

avatar
700