ازدواج چیست؟ تعریف علمی ازدواج

ازدواج چیست؟ تعریف علمی ازدواج

ازدواج چیست؟ تعریف علمی ازدواج

 

ازدواج

ازدواج یکی از دشوارترین تصمیم ها و انتخاب هایی است که افراد در زندگی می گیرند، چراکه این تصمیم تأثیر زیادی بر سلامت روان شناختی و خودپنداره آنان دارد. طبق نظر مسئولین، در حال حاضر در ایران يازده میلیون جوان در آستانه ازدواج هستند که بخشی از این افراد به علت مشکلات معیشتی قادر به تشکیل زندگی مشترک نیستند. سالانه ۲۰ درصد از ازدواج ها منجر به طلاق می شوند و ۵۰ درصد از این طلاق ها در پنج سال اول زندگی اتفاق می افتند؛ ۸۰ درصد از این افراد نیز مطلقه زیر سی سال هستند.

مطالعه خانواده و ازدواج یکی از مهم ترین حوزه های جامعه شناسی است. در اکثر جوامع بیشتر افراد در خانواده پرورش می یابند و اکثر متأهل هستند و یا زمانی متأهل بوده اند. الگو و تعريف خانواده و ازدواج در فرهنگ های گوناگون بسیار متفاوت است و از فرهنگی به فرهنگ دیگر فرق می کند. به طورکلی، ازدواج می تواند به عنوان پیوند جنسي از نظر اجتماعی به رسمیت شناخته شده و پسندیده بین دو نفر بزرگسال تعریف شود». ازدواج هنوز پیمانی مقدس به شمار می رود و در بیشتر جوامع، این پیمان، در مکان های مذهبی بسته می شود. آرنت (۲۰۰۴) ازدواج در کشورهای درحال توسعه را نشانه ای مهم برای ورود به بزرگسالی می داند و این معمولا بسیار زودتر از نشانه های بزرگسالی در ایالات متحده اتفاق می افتد.

ازدواج چیست؟ تعریف علمی ازدواج

تعریف ازدواج

پس از شکل گیری هویت در دوره نوجوانی، اریکسون (۱۹۵۰) سنین ۱۹ تا ۳۵ سالگی را دورة جوانی می داند که تعارض روانی مهم آن صمیمیت در برابر انزوا است، از دیدگاه او، ئیروی اساسی که از صمیمیت سال های جوانی حاصل می شود، عشق است؛ او عشق را مهم ترین امتیاز انسان ها می نامد. از دیدگاه اریکسون، جوانان سالمی که بعد از فرآیند بحران و کاوش در نوجوانی به هویت باثباتی دست پیدا کرده اند، با دیگران روابط صمیمانه ای برقرار میکنند و در مسیر تحكيم هویت خودشان گام برمی دارند. درصورتی که جوانی این مرحله را با موفقیت پشت سر نگذارد، درواقع ظرفیت صمیمیت و کار مولد را ندارد و درگیر احساس انزوا می شود؛ یعنی او نمی تواند با صمیمیت های حقیقی به هویت خود دست پیدا کند. این آدم ها روابط میان فردی سطحی دارند و در خودشان غرق می شوند.

آرنت ( ۲۰۰۷ ، ۲۰۰۶ ) نیز مانند اریکسون، دورة جوانی را دوره ای درازمدت نمی داند. از دید او، دوره جوانی با آغاز بزرگسالی دوره ای از رشد است که محدوده سنی آن از ۱۸ آغاز شده و تا ۲۵ سالگی ادامه دارد، او از این دوره به عنوان «ظهور بزرگسالی باد می کند و ویژگی های کلیدی آن را این گونه دسته بندی می کند:

جستجوی هویت در عشق و کار؛ بی ثباتی در عشق و کار و آموزش تغییرات در محل زندگی؛ تمرکز روی خود و داشتن تعهد کم نسبت به دیگران؛ احساس بینابینی، یعنی بسیاری از افراد خود را نوجوان و یا بزرگ سال کامل نمی دانند.

همان طور که ذکر شد، با اتمام دوره نوجوانی و آغاز دوره جوانی که تثبیت هویت و انتخاب شغل یکی از نشانه های بارز آن است، برگ دیگری از زندگی انسان ورق می خورد که همان انتخاب شریک برای زندگی در آستانه شروع دوره بزرگسالی است. در این مرحله، شخص وابستگی خود را به والدین می کاهد، در تلاش برای استقلال است و کارکرد یک بزرگسال بالغ را شروع می کند.

تشکیل روابط صمیمانه

شولتز وظيفه فرد در این مرحله را تشکیل روابط صمیمانه میداند. این روابط جدید روابطی بدون ترس از دست دادن احساس هویت است. هویت فرد در این روابط باید با تناسب ترکیب شود، نه اینکه از بین برود. او عشق را از خودگذشتگی متقابل در یک هویت مشترک (به معنای پیدا کردن هویت خود و ترکیب آن با هویت یک فرد دیگر) توصیف می کند.

افرادی که قادر به برقراری چنین رابطه صمیمی ای نباشند، در حالت انزوا به سر می برند؛ یعنی از ارتباطات نزدیک با دیگران دوری کرده، ممکن است حتى طرد شوند و با نسبت به کسانی که آنها را تهدیدی نسبت به خودشان فرض می کنند، پرخاشگری نشان دهند، این افراد می ترسند، ضمن تشکیل روابط صمیمانه، هویت خود را از دست بدهند از این رو، در زمینه برقراری این نوع روابط تردید دارند.

Print Friendly, PDF & Email

نظر شما چیست؟

avatar
700