ارتباط با فرزند

 مراجع خانومی ۴۱ساله
دارای ۲ فرزند دختر که به ترتیب۲۱ و۱۵ساله هستند. همسر این خانوم به دلیل حمل مواددر زندان است. در حال حاضر خود این خانوم سرپرست خانواده است و هزینه امرار معاش خانواده را از طریق کار در رستوران بدست می آورد. چیزی که مطرح کردن این بود که مشکل شدید مالی دارند و در یک رستوران کار می کنند و برای آمدن به جلسه مشاوره با صاحب کار خود دچار مشکل شده بود و اجازه بیرون آمدن را نداشته است.این خانوم از شروع ازدواجش گفت که با همسرش چطور ازدواج کرد و در همان دوران عقد متوجه اعتیاد شوهرش شده بود ولی با وجود این مسائل با او ازدواج کرد. ازهمان ابتدای ازدواج هر دو کار می کردند چون این خانوم دوست داشت مستقل باشد. تا این که مسئله اعتیاد همسرش شدت گرفت و بعد به همین دلیل به زندان انداخته شد و مسئولیت زندگی به دوش این خانوم افتاد. بعد از دخترهایش گفت که یکی دوره راهنمایی تحصیل می کند و دیگری دانشجوی لیسانس است و خودش هم کار میکند تا مستقل باشد. از او خواستم مشکل اصلی اش را که باعث شده به مشاوره بیاید را مطرح کند و گفت با دختر بزرگترم مشکل دارم و الان که پدرش نیست رفتارش بدتر شده است و توقعات بی جایی دارد که من نمی توانم آنها را برآوره کنم. و من با حقوق کمی که میگیرم نمی توانم چیزهایی که او می گوید را انجام دهم. مدتی است که با هم مشکل داریم و حتی به مشاجرات ما کلامی و فیزیکی گاهی می اجامد. در مورد ارتباط آنها با پدرشان سوال کردم و گفتند که با همسرم اصلا رابطه خوبی نداشتند و از او می ترسیدند ولی خوبی این مسئله این بود که حرف شنویی داشتند و من زیاد تحت فشارنبودم. اصلا با پدرشان صحبت نمی کردن و هیچ محبتی دریافت نمی کردند. الان که خواستگار دارد و می خواهد ازدواج کند توقعاتش بیشتر شده و من دیگر نمی دانم باید چه رفتاری با این دختر داشته باشم. بعد از پرسشهای من فهمیدم دخترش دوست دارد که مقابل خواستگارش ظاهر زیبایی از خو و خانواده نشان دهد. البته در طول جلسه من با سوالاتم این خانوم را مجبور به حرف زدن میکردم. گاهی سکوت می کردم تا آرامش خود را بدست بیاورد. از این خانوم خواستم در جلسه بعد به دخترش بگوید به جلسه مشاوره بیاید تا با او هم آشنا شوم و حرف های او را بشنوم. ولی گفتند که دخترشان اصلا قبول نمی کند و از دست من عصبانی میشود و با من درگیر می شود. البته خود این خانوم هم گفتن برایش سخت است به جلسات بیاید. چطور می توانم برای بهبود ارتباط این خانواده اقدام کنم؟
فرکوراوند

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


حتما بخوانید:  پسر 4ساله(بلالی)

4
نظر شما چیست؟

avatar
700
4 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
4 Comment authors
114armando9212231821617490000 Recent comment authors
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
17490000
مهمان
17490000

حضور دختر مراجع در جلسات درمانی ضروری به نظر می رسد.به هر حال استناد صرف به حرفهای مراجع عاقلانه نیست.شاید دختر برای خود حرفهایی داشته باشد و حتی برای رفتارهایش دلایلی.از نظر من تا زمانی که ایشان در جلسه حضور نیابند کاری نمی توان پیش برد.

92122318216
مهمان
92122318216

به نظرمن مشکل پیچیده تر از انتظارات بالای دختر ش است بعید به نظر میرسد دختر دانشجو نتواند مشکلات اقتصادی مادر در این شرایط را درک کند !این که با وجوداطلاع از اعتیاد تن به ازدواج میدهد نیازمند برسی است !،نحوه ی تربیت وبرخورد او با دختران وپیدا کردن اشتباهات تربیتی ،یافتن الگوهای ارتباطی غلط وتصحیح ان لازم است البته که حضور دختر ایده ال است اما اگرنشد روش ایفای نقش ،صندلی خالی میتواند موثر باشد . به نظر من نداشتن رابطه مهربانانه با پدر وترس از او میتواند فرافکنی هم باشد خانم از رابطه یخود با همسر حرف نزده …!

armando
مهمان
armando

با سلام درک متقابل! میتوان نحوه ی درک متقابل را و فهماندن آن را به مراجع,یاد داد! بنظر من,گاه جلسه ی مشاوره,میتواند آموزشی باشد و این آموزش,پیش زمینه ای باشد برای مشاوره ی موفق! از این رو ما در ابتدای کار,مراجع را تأیید میکنیم و همه ی حرفهایش را مبنای کار درمان قرار می دهیم! ولی رویکرد درمانی پس از آن با یک وقفه ی کوتاه برای آموزش شیوه ای برای درک طرف مقابل,مواجهه می شود, البته این وقفه در نگاه عمومی به رویکرد مشاوره,وقفه به حساب می آید ولی بنظر من,خودش جزوی از مشاوره ی موفق است! وقتی مراجع نحوه ی درک طرف مقابل را یاد گرفت,میتوانیم از او بخواهیم روشهای آموزش داده شده را بکار گیرد و در جلسه ی بعد از آنها گزارشی را تهیه کند! مطمءنأ اگر مراجع بتواند با شیوه ای متفاوت به حرفهای دخترش گوش دهد,شاید بتواند به او نزدیکتر شود و شاید همین کار باعث شود که دیوار موجود بین مراجع و دخترش از بین برود! هر بار مراجع با تفسیری که از رفتار دخترش انجام می دهد,میتواند منطقی تر به او پاسخ دهد و در نتیجه,مشاجرات کم تر شود! شاید اگر این شیوه را در رابطه های دیگر نیز بکار ببرد,بهتر بتواند… بیشتر بخوانید

114
مهمان
114

با سلام
طبق فرمایش امام علی (ع) :رطب خورده کی منع رطب کند؟ این مادر از چه ناراحت است؟ آیا شرایط جوانی خود را فراموش کرده؟ دخترش همان کاری را میکند که او کرده! سعی در استقلال مالی و ازدواج به سبکی که خود میپسندد،
به جای مخالفت و رفتار ناشایست (به نظر من برخورد فیزیکی کلا نادرست است چه بسا با دختری به این سن)، به جای تشدید خلا ناشی از کمبود پدر آنرا جبران نماید و سعی در بهبود رابطه با او داشته باشد و با صمیمیت و بیان اینکه با تصمیم نادرست جوانی اش ،زندگی دخترانش را هم تحت تاثیر قرار داده رابطه بهتری با او برقرار سازد و او را در تصمیم گیری معقول یاری کند.
موفق باشید.