آنطوری که می توانی باشی

نقاش دوره گردی برای یافتن چند نمونه ی کاری در یکی از روستاهای بین راه توقف می کند . یکی از نخستین مشتریان او مرد مستی بود که علیرغم  لباس های گل آلود ، با وقار و متانتی که در خود سراغ داشت ، مقابل نقاش می نشیند .
پس از آنکه نقاش بیش از حد معمول بر روی چهره ی او کار می کند ، تابلو را از روی سه پایه بر می دارد و به طرف او دراز می کند .
مرد مست هاج و واج ، به مرد خوش لباس و خوش روی تابلو نگاه می کند و می گوید:« اینکه من نیستم.»
نقاش پاسخ می دهد:«من شما را آنطور که می توانید باشید ، کشیده ام. »

حتما بخوانید:  سیگار و دعا

سخن بزرگان:
نیکی آن نیست که ثروت خود را با دیگران قسمت کنی ، بلکه آن است که غنای درونی انسانی را بر آن ها آشکار کنی .

Print Friendly, PDF & Email


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

avatar
700